♡جـایــے براے تســ ـــکـــین♡

بـ ـــہ دنـــبال تــــــــــو

جواد

بعد عید ...

قرار برادر شوهر خواهرم ازم خواستگاری کنھ ....

خیلی خوبه بدونی یکی دوست داره ...یکی تمام وقت واسه ی توئه یکی میخواد تورو :)

الان 3 روزه ک بهم گفته:)

خوشحالم ....

ولی مطمئن نیستم ...

یه روز شاید به همه این حسا حرفا ...بخندم ...

توی شهرشون همه ب جواد گفتن چرا نمیری خواهرشو بگیری 😂😂

بهش گفتم ....خب ...نمیدونمم تو خودت بیشتر از اونا عجله دارے 😔

فاطمه و غصه

رفتم اردوی نوروزی ..بخاطر عروسی ابجی خوابم تنظیم نبود ...

اونجا سرمو میذاشتم رو میز خوابم میبرد چند نفر فیلمم کردن ☺

خندیدم باهاشون ...ولی طاقت نداشتم از اردو زدم  بیرون ...زنگ زدن  خونه و گفتم حذفی  ..

عذر خواهی کردمو ...

امروز رفتم همه چی عادے ۔۔۔۔۔و عالی بود 

تا اینکه اخر ساعت مشاوره تعداد تست همه رو پرسید ...رسید ب اسم من نخوند گفت برید خونتون  ...:)

خیلی زشت بود کارش...زنه عقده  ای ...بهمم گفتش ک تو اصن دنبال درس نیستی ...

کاش ملت از وضع هم بدون خبر ...شکایت نمیکردن ..

الان خیلی اعصابم خورده ...امروز با جدیت تمام خوندم درسمد گوشیمم نبردم همرام 

ولی:)

اخر کار رید هنوزم عصبیم ...

سال تحویل من

یه سفره ی خعلی باحال ب سلیقه خودم چیدم ...

خواستم شمعا رو روشن کنم زنه نفهم گفت ک میریزه رو سفره گفتم ...نمیریزه سال تحویل بشه خاموشش میکنم ...جنده لج کرد پلاستیک بزار زیرش میگم زشت میشه سفره میخوام عکس بگیرم ...
اعصابمو خورد کرد منم شمعو خاموش کردم ...
گفت شمع خاموش چ فایده داره ...
گفتم ک فایده ش اینه صدات تو سرم نباشه ..
گوشیمو ور داشتم دو تا سلفی بگیرم تا سال تحویل میشه محکم کوبید تو دهنم ....
خون جلو چشامو گرفت تا میخورد زدمش ...تا بفهمه دستش نباید لق باشه
جلو مهمونا هزار بار میخواست منو بزنه فقط فرار کردم ...
خلاصه ..پاشدم از تو ی حال اومدم ..توی انباری ...
و سال تحویل شد ...
ریدم بهت 96 ک اینجوری شروع شدے☺

عیدتون مبارک

شاید اسمش خیانت باشھ...

خسته شدم ...

از دنبابش دویدن...از جار زدن عشقش همھ..جا .از صب تا شب تو حسرت ی پیام بودن ...

خسته شدم از این رابطه ی ب قول یکی از دوستان مسموم ..

خیلی وقته ک دلم میخواد تموم .شه ..ولی نمیتونم و نمیتونستم ...

نمیفهمه عاشقی چیه ...بلد نیس...

تو دلش هس ولی ب زبون نمیاره ..فهمیدم دوسش دارم ولی عاشقش نیستم ...

از همون روزی ک چشمم دنبال رابطه ی بقیه بود ...

از اینکه ب همھ حسادت میکردم ...

از اینکه ...توی بقیه مردا دنبال ایده الم گشتن ...

محمد خیلی بهم بد کرد سو استفاده کرد ازم ...

منو جا گذاشت بیچاره م کرد...

ولی تا بود هیچی کم نداشتم ...برام خرج نمیکرد از پولش

ولی بهم حس میداد ...

ی قلب دارم پر درد و مرده ...

یه قلبی ک شکسته ...

ی ذهنی ک نمیدونه دنبال کنکورش باشه یا ی مرد برای زندگی ...

مسئولیت هایی ...

ک میدونم براشون ساخته نشدم ...

فال تاروتم:

جابجایی

تغییر مکان

یه مرد فعال مغرور و پر حرارت...

یعنے کیه؟

دلم نمیخواد ...اگه یکی اومد توی زندگیم ...

بزنه تو سرم ک ازش کمترم ...

ک مادرش حاضر نشه بیاد خواستگاریم...

ک چشم دخترای دیگه دنبالش باشه 

ماشین مدل بالا نداشته باشه . .

بلد نباشه عشق بازی کنه

درسخون نباشه ...

تک پسر نباشه ...

دلم یه مرد واقعی میخواد ...

ک بتونم کنارش حس کنم ی زنم ...

یک و نیم روزه ک هیچ پیامے بهم ندادیم ...اخرین روزاے زندگی خیالاته قشنگمھ:)



رمز پست ها ...

دوستایی ک رمز خواستن ازم شرمنده ...دیر شد و نتونستم بیام رمز بدم بهتون ...

مست جدید و پست قبلش رو باز کردم ...

هنوزم سرم شلوغه بچه ها ...نمیرسم واقعا ...

اول فکر کردم وبلاگم خواننده نداره برای همین رمز دارش کردم ...

هیچ کس کامنت نمیذاشت ..

از این ب بعد ...پستامو ک گذاشتم ی روز یا دو روز بعدش رمز دارشون میکنم ..

خیلی زشته میاین میخونین ...ولی کامنت نمیزارین هر بار ک پیجمو رفرش میکنم 5 یا 6 نفر انلاینن ..

عروسی به سبک کردی

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

تز پزشکی

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

عاخخخ خدااااا

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

مردم خیلی عجیبن

لطفا بدون اجازه م هیچ پستی رو شیر نکنید ...

من پشت بند خیلی مزاحمتا توهینا ی پست با عکس و کلیپ و گذاشتم   ...گفتم ب ریسک افزایش مزاحمتا نمی ارزه و پاکش کردم ...

جوابای من توی اون پست  به مزاحم ها خیلی شاید جالب نبودن ... بعدشم من اونموقع ادم معتقدیم نبودم ...و ضمنا اون روز  با صورت نشسته  از سرویس خواب مونده بودم ..چون کلاس کنکورم ..توی مدرسه برگزار میشد ...چادرمم برداشتم دوستمم روز پیش ..ک مانتو شال پوشیده بود رو دعوا کرده بودن ک اونم فرم پوشیده بود از ترس:)

ولی ی سوال ی بی ناموسی تو ی کوچه ی فرعی جلوتونو بگیره نمیزنین رو ماشینش ک بگین برو ...

یا اینکه ...از اونور خیابون داد بزنه میخوام بکنمتون جنده و ....

من متاسفم واسه خودم ک توی این شهر متولد شدم ..ولی نمیخوام ابروی همشهریای محترممو ببرم و اسمشو خراب کنم ...


فک کن رو تاب نشستی ..مث بچع ادم ن میخندی ..ن لباست جلفه ...و ..

ی اقایی مث بز نگات میکنه با اینکه بچه داره ..

واقعا جوابشو چی میدین؟؟

بهش میگی بله؟

میگه ک ..من نگا کنمت ..ولی تا تو نخوای منم نمیخوام ...

جلوی بچه ی 5 یا 6 سالشه ک دخترم هست ...واقعا زشته ...

منم در کمال احترام بهش گفتم اقا بچه داری خجالت بکش .. 

ولی از مواردی هم نمیشه گذشت اصلا ...

الان دو روز یبار رفتم کانون قلم چی برای مشاوره .. 

یبارم ازمون ...

بخدا عین این دو روز دو تا پسر مریض 15 تا 18 ساله .. 

روی موتور از کنارت رد میشن سرت داد میزنن ...

عین این دو روز بدنم از ترس لرزید و دم نزدم ...

پوشش اونموقعمم چی بودش؟

روسری حزب اللهی و چادر ...تیپی ک امروز باهاش همه اینجوری میرم چون عقایدم عوض شدن ...

شاید اگه اون روز اول جوابشو داده بودم روز دوم این اتفاق تکرار نمیشد .. شایدم بدتر میشد ...

کی میدونه؟؟

این بار دوم همین دیروز بود ...

الان در حال حاضر ...ی دخترم ...ک دیگه برام مهم نیست بقیه چی بگن ...

من فکر میکردم حجابم درس شه ازار اذیت همکلاسیامم تموم میشه با خانواده م اما نشد ...

روزی نیست دلم نشکنه ...

هر کس ب طریقی دل ما میشکند...

بیگانه جدا دوست جدا میشکند...


الان خانواده م ...بخدا تو دو روزم رو این عقاید نمی مونی

عاشق بسیجی شدی نه؟

دوستام:چرا اینجوری شدی ...عاشق امام زمانی یا یاران امام زمان ...و جلوی خودم از خودم بد میگن ک تو خط چشم قبلا میکشیدی تا فلان جای صورتت ...ک من فقط ی دوره ی کوتاه اونم پارسال خط چشم میکشیدم فقط ...

اصلا مهم نیست برام ...

الانم نمیتونم از خوبیای وضعیت الانم بگم چون فعلا فقط دارم ازار و اذییت میبینم ...

همه میگن بابا متحول شدی و ... طول میکشه ...بپذیرن . منم واسه اونا زندگی نمیکنم...

دیشب همکلاسیم منو دیده  ..میگه ک ...تو عین زناست قیافه ت چرا ابرو ورداشتی رنگ میکنی تو با این فاز حزب اللهی ابرو ورداشتنت چیه ...

منم در کمال صراحت گفتم دلم نمیخواد واسه ی عروسی خواهرم . .مثله پشمک باشم ...

ولی اصلاح صورتمو خواهم ادامه داد .. چون خیلی جاها دیدم همین سیبیل و موی صورت باعث جلب توجه نامحرم میشه و اینا جزو نظافت ادمه ...

ولی اداب و حفظ میکنم ...اگه بردارمم کاملا دخترونه ...یا اصلا ب ابرو دست نمیزنم فقط صورت  ...ک من چون صورتمم موهاش نازکه و در صورت اصلاح دونه میریزه فک نکنم اینکارو هم بکنم ولی نمیدونم ...

فعلا فکرم همه جا گیره :)

هوووف امان از مردم ک هر جور باشی زهرشونو میریزن :)

همین دوستی ک ب من میگه قیافت مثله زناست ...

بیچاره بخاطر پشماش مضحکه خاص و عامھ ۔۔۔۔

ولی چ میشه کرد ...

و در ادامه ...هر کس دوس داره بیاد وبم ...

هر کی دوس نداره 

خواهش میکنم نیاد ..

و اعصاب ما و خودش رو داغون نکنه

اگه بنظرش من چرت میگم ...

ادم چرتیم و...

نیا خواهرم نیا برادرم ..دعوتنامه ک ندادم بهت ...

اومده وبم ...تا پست شماره چند و خونده بعد کامنت گذاشته وبت چرته ...

خب نیا مگه مجبوری؟؟؟


اشتباه

یه اشتباهی کردم ....

یه اشتباه خیلی بزرگ ...

یه اشتباه به قیمت اعتماد

یه حسرت به اسم پشیمونی

۱ ۲ ۳ . . . ۴ ۵ ۶
Designed By Erfan Powered by Bayan